خانه » او که خودش را خورد!
او که خودش را خورد!

اختصاصی تابناک باتو ــ میل به بقا و حیات در انسان به خواست خداوند متعال، بسیار قوی و استوار است. یکی از راه های حفظ بقا، رفتاری به نام «غذا خوردن» برای همۀ ماست. بر اساس مطالعات انجام شده، در گزارش هایی که از قحطی و خشکسالی های شدید در تاریخ بشر به دست آمده است حتی انسان ها در مواقعی که شدیداً گرسنه و محتاج به غذا بوده اند و چیزی معمول و متعارف در نزدشان نبوده است، به «مُرده خواریِ هم نوعان» و از آن هولناک تر، کشتن و خوردن هم نوعان خویش روی آورده اند که این مسأله از حیث روانی نشان می دهد، چه اندازه میل به باقی ماندن و حیات در ذات انسان قوی و مستحکم نهاده شده است. به همین دلیل، یکی از اقداماتی که اهل اسلام به دستور خداوند در روزۀ واجب یا مستحبی انجام می دهند این است که غذایی نخورند و بر این میل در مدت زمانی محدود و اندک غلبه کنند تا بدین نحو، اظهار بندگی و عبودیت خویش را به خالق هستی نشان دهند.

او که خودش را خورد!

با این بیان شاید در برخی متون یا گزارش ها از «آدمخواری» مطلبی به نظر شما رسیده باشد ولی تا به حال «خویش خواری» یا «خود خواری» را نشنیده و نخوانده اید و شاید حتی اصطلاح آن نیز برای اولین بار ما ابداع کرده باشیم که در این فرصت بدان می پردازیم؛ همان گونه که می دانیم یکی از پادشاهان معروف و شاخص سلسلۀ شاهنشاهی قاجار، «فتحعلی شاه» (م. ۱۲۵۰ق.) است که پیش از به سلطنت رسیدن به او «بابا خان» می گفتند و والی منطقۀ «فارس» بود.

او که خودش را خورد!

وی در آغاز پادشاهی خود، یکی از مدعیان مقام سلطنت به نام «صادق خان» را شکست داد و پس از هَزیمت وی، افراد قشون صادق خان به سپاه فتحعلی شاه پیوستند و بدین ترتیب صادق خان چاره ای جز فرار نداشت.

او که خودش را خورد!

او مدتی بعد، به شاه پیام فرستاد که اگر او را امان دهد تحت فرمان او قرار می گیرد. پادشاه نیز «قول شاهانه» داد که قصد جان وی نخواهد کرد.

«گاسپار دِروویل» (Gaspard Drouville)، مُتوفای ۱۸۵۶ میلادی، افسر فرانسوی که در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار در «تهران» یا به عبارتی در همان دارالخلافۀ عهد قجر حضور داشت در این زمینه گزارشی را در تاریخ ثبت کرده که ارزش اندیشیدن و تفکر دارد.

او نوشته است: «صادق خان به «تهران» رفت که خود را به شاه معرفی کند ولی فتحعلی شاه، بلافاصله دستور بازداشت او را داد و در اتاقی محبوسش ساخت. به دستور شاه، در و پنجرۀ این اتاق را تیغه کردند تا از گرسنگی بمیرد. پادشاه معتقد بود که بدین ترتیب به قولی که به صادق خان داده که او را اعدام نخواهد کرد وفا نموده است.

من (گاسپار دِروویل) این اتاق را که زندانی نگون بخت در آن جا، جان سپرده بود دیدم. همراهان من تعریف کردند موقعی که برای بُردن جسد به این اتاق وارد شدند، مشاهده کردند که زندانی، «مُچ دست» خود را [از فرط گرسنگی] خورده است!» [۱]

او که خودش را خورد!

پی نوشت
[۱] سفر در ایران، دروویل، گاسپار، تر: اعتماد مقدم، ص۱۴۲.

دکتر سید مرتضی میرسراجی، مدرس دانشگاه